تبليغاتX
فرزانگان قم

فرزانگان قم

وبلاگ اختصاصی فارغ اتحصیلان فرزانگان قم

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت   توسط لیلا گائینی (ف ت 79)  | 

چه سوت و کور

سلام به همه که انگار خوابیدند.

کی بود گفت خانم صادقی رفته؟ مگه کجا رفته؟ هر خبر داره خبر بده.

قرار هفته آبان رو که کنسل کردید. راستی قرار جدید چی شد؟ اونم کسی خبر نداره؟

چرا هیچکس از هیچی خبر نداره.

فاطمه جمالی کجا رفتی؟ من چند بار نام کاربریت رو چک کردم. مشکلی نداره! از ایران رفتی؟ واسه درس؟ چی می خونی؟ کجا؟

چرا همه نصفه نیمه جواب میدن!!

من کی ام؟ اینجا کجاست؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1390ساعت   توسط لیلا گائینی (ف ت 79)  | 

مراقب کسانی که خودشون رو به شکل شما در میآرن باشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1390ساعت   توسط لیلا گائینی (ف ت 79)  | 

ساخت انجمن

سلام. می بینید من چقدر زود میام و آپ می کنم!

به قولم عمل کردم و یه انجمن ساختم.

اینم آدرسش:

h t t p : / / f a r z a n e g a n e q o m . v c p . i r/

(فقط آدرس رو بدن فاصله های خالی وارد کنید)

یه کارایی روش انجام دادم و بعضی چیزا رو تنظیم کردم. اما پیشرفتش بستگی به حضور شما داره.

لطفا برید توی سایت و عضو بشید. فرم اطلاعات رو کامل کنید یه جوری که شناخته بشید.

بعد می تونید برید توی تالار گفتمان و توی هر بحثی که خواستید شرکت کنید و مطلب بنویسید.

هر نظری هم داشتید حتما بگید تا یه انجمن خوب و فعال داشته باشیم.

منم سعی می کنم زود به زود بیام.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1390ساعت   توسط لیلا گائینی (ف ت 79)  | 

سلام به همه

روز معلم بهانه ای شد تا بیام و به این وبلاگ یه سری بزنم. قبلا هم میومدم اما نمیدونمستم بخش نظرات قفل داره و تاییدیه می خواد. واسه همین نظرات رو نمی دیدم و پیش خودم می گفتم چه آدمای بی ذوقی هستیم ما!!!

امروز اومدم مطلب بنویسیم که دیدم ای بابا چقدر دل پر اینجاست!(فاطمه جمالی چطوری؟!)

راستش من دارم مامان میشم.مامان یه دختر ناز (مثل خودم!!!!). یه کم احوالاتم خوب نبود و زیاد پای کامپیوتر نمیومدم. هربارم فقط سریع چند تا کار و turn off

حالا حالم خیلی بهتره. مخصوصا که توی نظرات دیدم هم خانم صادقی هم خانم بهبودی به وبلاگ سر میزنند.

اگه بتونم و حالم خوب بشه یه انجمن راه میندازم که دردسرهای نام کاربری و ... رو هم نداشته باشه. (البته گفتم اگه حالم بهتر بشه و بتونم پای کامپیوتر بشینم).

یه نظر هم حالم رو خیلی بهتر کرد. اونم نوشته زینب عزیزی بود که خیلی وقت بود ازش خبر ندارم. سال 80 یا 81 بود که رفتم دم در خونه شون (واسه تولدش. اون موقع منم تهران بودم) که دیدم نیستند!!! و دیگه ازش خبر نداشتم.

راستی یادم نره بگم:

روز معلم مبارک!

واقعا معلمهای خوبی داشتیم (البته اونا هم دانش آموزای خوبی داشتند!!!)

راستی این چند وقته که توی گروه مشاور جوان هستم خانم هدایی نیا (دبیر ادبیاتمون) رو زیاد میبینم. ایشون هم عضو گروه هستند.

خلاصه که کلی حرف دارم که حتما میام و میگم.

فاطمه جمالی جون! دوباره برات ایمیل می زنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1390ساعت   توسط لیلا گائینی (ف ت 79)  | 

سال نو شده، کجايين؟

به نام خالق فصل‌ها 

دلکم چه روز سردی است                آسمان سپید و برفی است

همه جا رنگ سپید است                                          رنگ پاکی ، پاک بودن

و زمستان                 با تمام سوز و سرما                     فصل زیبا و قشنگی است

دانه‌های برف رقصان                     می‌نشینند به روی چمن و درخت و بستان

باد خسته و فسرده           نفسش به سردی دی             آمده ز راه دوری

می‌کشد چه با محبت همچو ماه خوب اسفند            دست بر سر درختان

زیر گوش باغ و بستان                    می‌کند چه نرم  نجوا

گل قاصدک کجایی؟  که خبر دهد به خورشید               که بنفشه زیر برف است.

دلکم مباش غمگین    که زمین نمرده اینک    و به اذن خالق خود نفسی کشیده اکنون

چه نسیم روحبخشی                      چه تولد قشنگی

دلکم نظاره می کن    اولین چمن، شکوفه                     کاروان سبز عشق است

ز سفر رسیده اکنون    چلچله ز راه دوری     می‌دهد خبر به گیتی  که بهار آمده از راه     و تولدش خجسته و تولدش مبارک

 

دوستاي عزيز خودم، اميدوارم سال خوب و خوشي رو همراه با سلامتي و موفقيت روزافزون شروع کرده باشين،

انشاالله در سال جديد اين وبلاگم يه کم رنگ وفا ببينه! اول از خودم شروع کردم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت   توسط مرضیه یزدی زاده (ف ت 76)  | 

آپ میکنییییییم

خداییش وقتی ششصد بار سر میزدم و میدیدم هیچکی سر نزده دیگه حوصله نداشتم بیام اما وقتی بعد از یک مدت طولانی اومدم و دیدم مامان فاطمه جمالی به قول خودش شونصد تا نظر گذاشته که بی جواب مونده خجالت کشیدم. فکر میکنم ااین وبلاگ ازون پروژه هایی هست که درازمدت جواب میده و کمکمک همه بچه هارو دور هم جمع میکنه

پس مامان فاطمه جمالی بیا که ازین به بعد بیدااااااریییییییم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت   توسط فاطمه خلیفه شوشتری (ف ت 79)  | 

جعبه کفش

زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد. در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد

پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.

پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟

در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام.

نتیجه گیری با شما..
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 آبان1389ساعت   توسط فاطمه خلیفه شوشتری (ف ت 79)  | 

قابل توجه دانشمندان!!

 ۳ نفر با هم ميرن ساعت فروشي ، ساعت ميخرن  ۳۰۰۰۰ تومن. يعني نفري ۱۰۰۰۰ تومن دادن. صاحب مغازه به شاگردش ميگه قيمت ساعت ۳۰۰۰۰ تومن نبوده ۲۵۰۰۰تومن بوده. برو ۵۰۰۰ تومن بهشون برگردون. شاگرد مغازه از اين ۵ تومن ۲ تومنشو واسه ي خودش برميداره . ۳تومن ديگرو ميده به اون سه نفر. (نفري ۱۰۰۰ تومن). پس با برگشت ۱۰۰۰ تومن نفري، اونها هركدوم ۹۰۰۰ تومن دادند. حالا سوال اينجاست اگه  ۹×۳= ۲۷  ۲ تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، ميشه ۲۹ تومن پس اون ۱۰۰۰ تومنه كجاست؟  

طراح سوال : پروفسور حسابي


من دارم سعی میکنم اینجارو به روز نگه دارم منتظر شما و نظراتتون هستم
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 آبان1389ساعت   توسط فاطمه خلیفه شوشتری (ف ت 79)  | 

Dear Mom

DID YOU EVER THINK LIKE THIS!!!

Do you know?

a human body can bear only upto 45 Del (unit) of pain.

But at the time of giving birth, a woman feels upto 57 Del of Pain.

This is similar to 20 bones getting fractured at a time!!!!

LOVE UR MOM...

+ نوشته شده در  شنبه 8 آبان1389ساعت   توسط فاطمه خلیفه شوشتری (ف ت 79)  |